به رسم هر سال پیروی این پستم:
اولین مسافرت تنهاییمو با وجود تمام استرس ها و شوق و ذوقی که داشتم به شیراز تجربه کردم💆
برای اولین بار مست کردم.
برای اولین بار سرکار رفتم و به قول معصومه از شیر گرفته شدم.
برای اولین بار تونستم شب تا صبح پیش آدمی که دوسش داشتم بمونم.
رابطه عاطفیم با تموم سختیش تموم شد.
وارد خوابگاه شدم و با آدمایی هم اتاقی شدم که فرهنگ، عقاید و سبک زندگیشون زمین تا آسمون با من فرق داشتن و با وجود تفاوت هامون بهترین ادمایین که میتونستم باهاشون آشنا بشم.
دوست ۱۴ سالم اومد ایران و من تونستم بعد از چند سال ببینمش و تو روز عروسیش کنارش باشم.
روابط اجتماعیم گسترده تر شد و دوستای جدید تر پیدا کردم.
بی پولی و تجربه کردم و بعضی روزها احساس کردم طعم فقر و نداریو دارم میچشم چون پول گرفتن از خانواده برام مرگ بود.
با یه آدم دیگه که به طرز وحشتناکی از قیافه،استایل و حرف زدنش خوشم میومد وارد رابطه شدم و بعد از چند ماه تموم کردم باهاش.
آشنا شدن باهاش خیلی چیزها بهم یاد داد.
نسبت به پارسال دختر آزادتری شدم.
با خودم آشتی کردم
خودمو بیشتر دوست دارم و اعتماد به نفسم بیشتر شده.
مشکلاتم بزرگ تر شدن.
دغدغه هام جدی تر شدن.
گاهی غمگین بودم و از زندگی سیر میشدم
گاهی میخندیدم و امید به زندگیم زیاد میشد.
روی هم رفته سال ۱۴۰۱ همش درگیر رابطه هام، آینده ی نامعلومم، سیگار، مشروب و... بودم
اما سال جدید قراره فقط درگیر خودم باشم
چیزهای بیهوده رو بزارم کنار و فقط رو ایندم، وضعیت روحی و جسمیم تمرکز کنم.
سال ۱۴۰۱ با تموم خوبی ها و بدیاش باعث شد بزرگتر بشم و این بزرگ شدن و ممنون تجربه های زیادیم که بدست آورده بودم.
و اما ۱۴۰۲ پذیرای تجربه های جدید تر و قشنگ تریم:)))
و در نهایت عیدتون مبارک دوستان بلاگفایی قشنگم💙

