بحث این شد ک من از چ کسایی خوشم میاد از چه کسایی بدم میاد که دوست مامانم با نیش باز پرسید دختر از من چی؟ خوشت میاد؟؟؟
منم گفتم نه نمیاد:)
بعد گفت جدی گفتی؟؟
چشمم به قیافه مامانم افتاد و گفتم نه جدی نبودم.
خب خوشم نمیاد از دوستت دروغ بگم:))))))؟؟
شمام وقتی شیو میکنید قربون صدقه پوستتون میرید یا من فقط وضعم خرابه:))))؟
دوستام به اون مرحله از عرفان رسیدن که فهمیدن وقتی بهم زنگ میزنن حوصله پرحرفی ندارم برا همون جوابشونو نمیدم
میان با شماره ناشناس زنگ میزنن تا جوابشونو بدم:))))
خواب بودم گوشیم زنگ خورد دیدم هانیه است
میخواستم جواب ندم اما اگه جواب نمیدادم دیگه فاتحه دوستیمونو میخوند😂
جواب دادم سلام احوالپرسی کرد گفت فردا تولدمه یه مهمونی و دورهمی کوچیک گرفتم بیا.
اصلا تولدشو فراموش کرده بودم البته اینکه اخرین دفعه با هم دعوا کردیم هم بی تاثیر نیست.
بهم گفت زودتر برم من😩
ای خدا فکر منو سر صبحی مشغول کرد
براش چی بخرم؟
لباس چی بپوشم؟
کی حوصله داره این پشما رو شیو کنه😩
من نمیدونم ولی این اهنگ خیلی لعنتیه:))))
رای دادن یا ندادن شما ب تخم ماست.
تو سوشال مدیا کون ما رو با پست ها و شعارای تخمیتون پاره نکنید.
از اینور استوری ها.
پیامای ایرانسل
پست ها
پیام ها
بلاگفا
گاییدین:)
اونجا ک هیدن میگه سخت شووو
اره سخت خوبه.....
دوست دارم بارها و بارها صداشو بغل کنم و توش حل بشم.
چند روزه دارم نهایت تلاشمو میکنم 9 بیدار بشم تا ب کلی کار برسم
اما نهایتش همون 2 یا 3 بیدار میشم...
اعصابم خورده
حالم بهم میخوره از این وضعیت.
اینکه رو خوابمم کنترل ندارم کفریم میکنه.
تف!
مامانم 20 ساله منو بزرگ کرده هنوز نفهمیده من از سلام و احوالپرسی فراریم.
بعد هر وقت جایی میریم با صدای بلند میگه دخترم به فلانی سلام دادی؟:|
اونوقت من با خنده ای که از هزارتا گریه بدتره میگم: عه نه شرمنده-_-
رحم کن زن.
منو اینقدر تو عمل انجام شده قرار نده
باز شاکیه چرا من تو مهمونیا شرکت نمیکنم😩
ولی هرماه که میشه قشنگ یه بلاگفا از پستای خونی من حامله میشه.
متوجهم:|
روزای اخر پریودی اینجوریه که صبح تا شب نوار بهداشتیتو چک میکنی میبینی خبری از خون نیست
با خودت میگی اخ جون پاک شدم.
تا نوار بهداشتیو برمیداری
دو دقیقه بعد میبینی کثافت و خون خشتکتو پر کرده.
وات دا فاک ناموسا:))
من امشب فهمیدم بابامم تو جوونیش کانورس پوش بوده:))))))))
حالا کامل دلیل اینهمه کشته مرده رو میفهممD:
به مامانم میگم میخوام موهام که بلند شد بگیرم قرمز رنگشون کنم
گفت به به
چه کار خوبی
اونموقع کامل تبدیل میشی به یه سگ مو قرمز:|
با این حرفش علاوه بر اینکه کل ذوق منو کور کرد
تا چند دقیقه افسرده شدم ساکت ی جا نشستم😑
احساساتش هلاکم کرد قشنگ-_-
روند رشد پشمام روز به روز رو به افزایشه
قشنگ از یه ادم بالغ تبدیل شدم به یه گوریل ماده
بابا دودقیقه رشد نکنید ببینم باید چیکار کنم باهاتون😩
داشتیم با مامان فیلم سکوت بره ها رو نگاه میکردیم
نمیدونم چیشد یهو مامان گفت: شاید همین خارجیا به جای ماهایی که نماز میخونیم
روزه میگیریم برن بهشت
کسی چه میدونه
این احساس دلتنگی نسبت به گذشته و ادمای اون موقع واقعا داره منو امشب به فاک میده.
چند سال پیش رو اهنگ هیاهو از کوروش قفلی زده بودم
چند روز پیش دوباره رفتم اهنگشو دانلود کردم.
هیچی دیگه:))))
دوباره قفلی زدم روش
خصوصا رو صدای دختره.
از لحاظ روحی نیاز دارم برگردم به دوران راهنمایی.
اگه ازم بپرسن بهترین دوران زندگیت کدوم دورانه بدون شک میگم دوران راهنمایی:(
یوقتایی دوست دارم همه ادما رو از خودم برنجونم.
این کار توی اون زمان حس خوبی بهم میده
اما چن روز بعد پشیمون میشم.
نمیدونم این حس از چی نشات(نشئت،نشعت)میگیره
هرچی ک هس ازش خوشم نمیاد.
امروز ب این نتیجه رسیدم منو ابجیم هیچوقتِ هیچوقت نمیتونیم روابط صلح امیز و صمیمی باهم داشته باشیم....
رفتارها،طرز فکر و اون سبک زندگی سراسر کثافتش کاملا برعکس رفتار ها و باورهای منه
یعنی اصلا نمیتونم بپذیرمشون.
ب هیچ عنوان!!
گوه تو سبک زندگی که در پیش گرفتی دختر.
گوه تو شرفت.
حس میکنم مانتوهام،تیشرتام،شلوارم و کفشام اصلا مناسب این هوای گرم نیستن-_-
کفشام که همه کتونین و پاهام عرق میکنه
حالا معرکه اینجاست ب جز کتونی،کفش دیگه ای نمیتونم بپوشم😩
شلوارامم که....
ی شلوار فوق العاده گشاد میخوام
که هر وقت میرم بیرون باد ب پروپاچم بخوره-_-
ولی اون چیزی ک مد نظرمه پیدا نکردم هنوز.
فکر کنم کم کم باید به شلوار کوردی رو بیارم:))))
توی این هوا،مخصوصا تو خونه حس میکنم لباسم یه چیز اضافی رو بدنمه
با اینکه تو خونه همیشه لباس راحت و گشاد میپوشم
اما دست به دامن شلوارک های جواد شدمD:
یکیشو کش رفتم
خیلی خوبه😩
خوشبحال پسرا
تابستون برا دخترا سراسر بدبختیه
تو اینستا چند تا پیج و دیدم که کامل مشهد و معرفی کرده بودن
از کافه ها
رستوران ها
جاهای دنجش
طبیعتش
روستاهای قشنگش
مغازه ها
پاساژ ها
و.....
کامل توی این پیج ها گشتم و فهمیدم که من حتی نصف مشهدم بلد نیستمD:
20سال دارم اینجا زندگی میکنم و خیلی جاهاشو نرفتم و ندیدم اصلا
شهر خودمو کامل ندیدم و توقع دارم جهانگرد و ایرانگرد بشم-_-
چند تا کافه دنج پیدا کردم ک فقط خوراک خودمن:)
تنهایی برم
اهنگ گوش بدم،گوش بدم.
بدون اینکه بفهمم زمان چطوری گذشت.
بعدالتحریر:امروز خوبم....
کمتر درد دارم.
حالت تهوع ندارم.
زیادم سگ نشدم(البته اینکه خونه تنهام هم بی تاثیر نیست)
و از همه مهمتر شب تو خواب پریود نشدم😂💙
تاحالا شده حس کنید از شدت خنده میخواید بمیرید؟؟
من دقیقا امشب این حس و تجربه کردم
خندم کنترل نمیشد.
دلم درد گرفته بود و حس میکردم میخوام بمیرم-_-
خلاصه حس جالبی بودD:
حس میکنم دوروزه دارم چرت و پرت مینویسم
هرچند کل وبلاگ من چرت وپرته
ولی خب.....
واقعا معذرت میخوام از اینکه چرت و پرت هامو میخونین😂💔(شایدم اصلا کسی نمیخونه)
کامنتا رو برا همون بستم
اینجوری حس بهتری دارم-_-
جو بلاگفا این چند روز خیلی سنگین شده....
حس خوبی نمیده بهم.
تا میام براتون کامنت بزارم،اصلا نمیشه.
حوصله اینکه فیلتر شکن و روشن کنم ندارم
برای همون به عنوان خواننده خاموش وبتونو میخونم.
نمیدونم چرا فیلتر ها رو ریختن تو بلاگفا.
ای کاش میتونستم تو نقاشی های ونگوگ زندگی کنم:))
امشب نشستم اشپزی کردم
اونم چی؟؟؟
ماکارونی.
دستور پختشو از تو اینترنت دیدم
و خب نتیجش شد یه ماکارونی فوق العاده تند که حتما باید با ی لیوان اب میخوردیشD:
فک کنم نصف فلفل و توش خالی کردم
منم که عاشق فلفل و غذای تند...
همینجوری که دهنم از شدت تندیش میسوخت با ولع میخوردمش
مزشو دوست داشتم فقط یکم روغنش زیاد شده بود😩
چقدر کتابای جوجو مویز رو دوست دارم.
خیلی وقت پیش یک کتاب خریدم که نویسندش جوجو مویز بود و اصلا حوصله خوندنشو نداشتم
همین دو سه روز پیش کتابشو دستم گرفتم و سعی کردم به قول حسین حداقل 50 صفحشو بخونم تا داستان دستم بیاد.
نتیجش شد اینکه هی تا فرصت گیر میارم بقیه داستانشو میخونم و برام جذاب شده یجورایی.
ولی اینکه میگن شخصیت طرف از کفشاش مشخص میشه رو کاملا قبول دارم
من حتی شده از رو کفش رو طرف کراش زدم:)))))
من مطمئنم داشتن یک گربه کاری با روحیم و افسردگیم میکنه که هزارتا روانشناس نمیتونن اون کارو بکنن
شاید باید یه گربه بیارم تو زندگیم و بزرگش کنم
اما بودن پتیر مانعم میشه
شاید چون اگه گربه دیگه ای بیاد زیاد پتیر به چشمم نیاد
خلاصه نمیخوام این اتفاق بیفته
هرچند مطمئنم مستر پتیر به تخمشم منو حساب نمیکنه.
دلم یه عالمه گربه میخواد
خیلی زیاد