گربهٔ آبی ونگوگ 💙🌻

اینجا یک گربه آبی حرف میزند...

تمسخر

Hosna2021/7/22 ، 11:29 AM

ب طور کلی 
از ادمایی که دهنشون فقط برای تمسخر دیگران باز میشه متنفرم.
اینجور ادما یک حس خودبرتر بینی کثافت و یک اعتماد به نفس کاذب دارن که باعث میشه وقتی میبینمشون عنم بگیره.

پ.ن: نمیگم من تاحالا کسیو مسخره نکردم.
اما دارم رو خودم کار میکنم تا جز این دسته از ادما نباشم.
خلاصه که هر وقت خواستین کسیو مسخره کنید یه نگاه به سرتا پاتون بندازید ببینید اصلا دو قرون می ارزید؟!

فلان ادم در فلان دوره زندگیم

Hosna2021/7/20 ، 6:47 PM

من یک دوستی داشتم که همه خاطرات بچگیم با اونه
اینقدر به هم وابسته بودیم که همه تعجب میکردن.
گاهی تو فامیل می پرسیدن شما دوتا اصلا تاحالا باهم قهر کردین؟؟
اون اولین ادمی بود که من بخاطرش جلو خانوادم وایستادم
هنوز که هنوزه هم پشتش طرفداریشو میکنم.
با وجود اینهمه دوست داشتن الان از کنار هم رد میشیم حتی سلام هم بهم نمیدیم.
در حالی که اون توی هر برنامه ای که برای ایندم داشتم وجود داشت.
میخوام بگم زیاد ادما و احساساتتون و جدی نگیرید و بهشون وابسته نباشید
نگید من بدون فلانی نمیتونم.
اتفاقا زمان نشون میده بدون فلانی میتونی،خوبم میتونی....

حالا چرا یهو درباره اون نوشتم؟؟چون داشتم عکسامو نگاه میکردم و متوجه شدم اون توی 90 درصد عکسام هست
و متعجبم که چیشد یهو اینجوری شد:)))))

کمک کننده

Hosna2021/7/19 ، 8:32 PM

وقتی یه ادم جدید باهام اشنا میشه و میگه میخوام کمکت کنم حالم بهم میخوره.
من نمیخوام کسی بهم کمک کنه.
من میخوام توی این وضعیت اونقدر غرق بشم تا بدونم چقدر ظرفیت دارم
بعد خودم،خودمو نجات بدم.
نجات دهنده و کمک کننده فقط خودمم
نه توی نوعی.

مرفه خسیس

Hosna2021/7/19 ، 11:16 AM

چرا هرچی ادم زندگیش مرفه تر میشه بیشتر خسیس میشه؟؟
زیاد دیدم طرف زندگیش از نظر مالی خوبه اما به خودش سخت میگیره.
اندازه چس مثقال نمیخواد خرج کنه.
یجورایی زندگیش ریدمانه
خب مگه میخوای اونهمه پول و ببری تو گور؟!
خرج کن بی پدر.

💔

Hosna2021/7/15 ، 11:58 PM

حال هادی خوب نیست:)))))
اگه اندازه حجت دوسش نداشته باشم کمتر از اونم ندارم
به واسطه خاطره های خوب بچگیمون عمیقا ناراحتیش و وضعیتی که توشه از ته دل منو ناراحت میکنه....
تنها کاری ک میتونم بکنم اینه که دعا کنم حالش خوب باشه و بلایی سرش نیاد.
خدایا اگه وجود داری خودت کمکش کن و هواشو داشته باش.

اپیلاسیون

Hosna2021/7/15 ، 10:9 PM

وقتایی ک میبینم یه دختر همسن من، شایدم یکی دوسال کوچیکتر از من بچه داره پشمام میریزه.
از یه طرف یجورایی برام جالب و کیوته
و از یه طرف دیگم تو مغزم نمیتونم حلش کنم.
ناخوداگاه توی این وضعیت خودمو تصور میکنم که با این سن بچه بغلمه😂
برای همون قشنگ اپیلاسیون میشم.

اعتماد به نفس

Hosna2021/7/15 ، 9:32 PM

وضعیت اعتماد به نفسم واقعا خراب و فجیعه...
چم شده واقعا:))
اه حالم داره از رفتارام بهم میخوره.
تو حرف زدن چرا مثل احمقا رفتار میکنم؟؟
وای خدا
اینا همش نتیجه خونه موندن و دوری از هرگونه اجتماع و شلوغیه.
تو دوران کنکور چون مجبور بودم هر روز برم بیرون و با ادمای مختلف سروکله بزنم اعتماد به نفسم خیلی اوکی شده بود.
الان ریدمانه قشنگگگگگگگگ
تا جایی که با ی ادم چند روز پیش داشتم حرف میزدم یهو متوجه شدم دستام داره میلرزه.
از این رفتارم متنفرم
باید کار کنم روی خودم
باید دوباره اعتماد به نفسمو برگردونم.

لجبازی

Hosna2021/7/15 ، 4:3 PM

استایل جواد دقیقا همون استایلیه که ازش متنفرم و نمیتونم تحمل کنم.
امیدوارم اینا مختص دوران بلوغش باشه و تا اخر ادامه پیدا نکنه.
چون تا اخر عمر از حرص زیاد ی بلایی سر خودم میارم.

لجبازه...
خودشم شاید راضی نباشه اما چون برای اینکه نشون بده به حرف هیچکس نمیکنه، بدتر همون تیپ و مدل مو رو میزنه
البته ما هممون به یه نحوی لجبازیم
مامانم همیشه میگه شما هرکدومتون به سن بلوغ میرسید باید یه جوری خون منو تو شیشه کنید.
حالا جواد هم با استایلش خون هممونو تو شیشه کرده.

گیاهخواری

Hosna2021/7/15 ، 3:56 PM

حدود چند ماه میشه که به گیاهخواری دارم فکر میکنم.
اما فقط در حد فکر بوده و عملی نشده.
فکر کنم دیگه وقتشه کم کم عملیش کنم:))))
مطمئنم این تصمیم و عملی کردنش کلی حس خوب بهم تزریق میکنه.

از امتحان تا تفریح

Hosna2021/7/13 ، 11:18 PM

امروز رفتیم تفریح
از صبح ساعت 6 تا ساعت 9 شب
همه خسته و پاره برگشتیم خونه
این وسط من دوتا امتحان مهم داشتم که ندادم.
برای همون متوسل به دروغ و خایمالی اساتید گرامی شدم
یکی از استادامون قبول کرد و دوباره تا ساعت 11 ازم امتحان گرفت ک ریدم.
این یکی دیگه که زن هم هست هی داره سوال پیچم میکنه-_-
ولی خیلی خوش گذشت
رفته بودیم چشمه اب گرم.
فقط یه مریض جنسی رید تو تفریحمون:))))
ما همه زن بودیم
اونا البته حجاب داشتن
فقط من نداشتم 
سرم لخت بود.
اما لباسم یه تیشرت گشاد بود.
بقیه همه حجاباشون اوکی بود...
این وسط یه مریض جنسی وقتی ما داشتیم اب بازی میکردیم گویا تو اب داشته خود ارضایی میکرده:))))))
با اون خنده حال بهم زنش.....
البته من نفهمیدم.
مامانم و چن نفر دیگه فهمیدن.
بعد از اون هم حدود 7،8تا مرد هول و دختر ندیده اومدن.
یکیشونم داشت از هممون فیلم میگرفت
که مامانم رفت باهاش جرو بحث کرد.
خلاصه که ما زن ها حتی اگه قطب هم بریم باز یه عده هول و مریض جنسی پیدا میشن که برینن رو اعصابمون..
چرا نسلشون منقرض نمیشه؟؟؟

نقطه امن

Hosna2021/7/11 ، 12:15 PM

بقیه رو نمیدونم اما نقطه امن من تو خونه کمد دیواریمونه:))))
ساعت ها میرم میشینم توش و اهنگ گوش میدم.
بعضی وقتام همونجا میخوابم
ارامش داره...
تاریکه...
سوت و کوره....
البته الان کمتر شده.
چون خب معمولا هرروز تا یه ساعت خاصی خونه تنهام
و نسبت به پارسال خیلی کمتر میرم توش:)
اما همچنان نقطه امنم محسوب میشه

پست

Hosna2021/7/11 ، 11:25 AM

یه چند تا چیز میز از اینستا برای حجت سفارش داده بودم
امروز کد رهگیریشونو زدم تو سایت که دیدم قراره امروز به دستم برسن
از ساعت 9 صبح من چشم انتظارم.
هر موتوری رد میشه میگم خودشه
حالا نمیدونم جریان چیه امروز یه عالمه موتوری از کوچمون رد میشه:/
خلاصه شدم مثل همون قضیه"نشسته ام به در نگاه میکنم،دریچه اه میکشد" و از این حرفا

منقرض نشده ها

Hosna2021/7/10 ، 11:56 AM

فکر میکردم نسل یه سری از ادم ها منقرض شده
تا اینکه دیروز تو کلاسمون دختره به استاد گفت کی امتحان میگیرید:)؟؟؟؟
حالا سن خرم داشت،بچه نبود بگم از بچگیشه.
خود استادم پشماش ریخت از این حجم از خایمالی....
 یه نگاه بهش انداخت گفت اخرین جلسه.

امروز داشتم چنتا استوری نگاه میکردم که دیدم یه بنده خدایی از نمره بیستش شات گرفته استوری کرده:))))))))
شیطونه میگه برم از نمره صفرم شات بگیرم استوری کنم تا بفهمه دنیا دست کیه:|
نکنید این کاراتونو 
ما جز اینکه عنمون میگیره و تو دلمون میگیم خایمال و سگ بگاد فکر دیگه ای نمیکنیم در موردتون.

قرار

Hosna2021/7/9 ، 5:11 PM

شما رو نمیدونم ولی من یه دوستی دارم که هر وقت میخواد بره سر قرار منم با خودش میبره.
بهونشم اینه که من تنها نمیتونم برم باهام بیا لطفا:|
منم که دلسوززززز...
میرم باهاش
امروز ظهر که داشتم از کلاس برمیگشتم زنگ زد و یک ساعت باهم حرف زدیم.
اخرش گفت رل زده  و اصرار کرد که باهاش برم سر قرار
منم گفتم یه اینبار و خودت برو استرس نداشته باش.
اینقدری که من با این رفتم سر قرارهاش
سر قرارای خودم نرفتم(منظور اینجا قرارهای دوستانست)

Hosna2021/7/7 ، 6:36 PM

تو این بلاگفای بی ناموسم دیگه احساس راحتی نمیکنم
راحت نمیتونم بنویسم
سانسور میکنم گاهی خودمو
چه کثافتی شده
احتمال پاک کردنش اندازه کون مورچست.

مشروط

Hosna2021/7/7 ، 6:33 PM

احتمال مشروطیم از 99/9درصد،رسیده به 100 درصد.
عمیقا به تخممم.
میگذره
میگذره
میگذره
میگذره
میگذره

لعنت و صد لعنت

Hosna2021/7/7 ، 11:6 AM

هربار میخوام غُر بزنم که جَوونیم داره تلف میشه، نمیتونم برم جاهایی که دوس دارم، نمیتونم اونجور که باید خرج کنم، آب نیست، برق نیست، مسافرت نمیشه رفت و‌ واکسن نیست، یکی میگه «این شرایط واسه همه‌ست»
خب گند خورده تو جَوونیِ همه؛
چه فرقی میکنه؟!

پ.ن:به جای اینکه اب و برق و مجانی کنند دارن ما رو مجانی میکنن.
ریدم تو این وضعیت کیری!!
لعنت......

آبرو

Hosna2021/7/5 ، 9:57 PM

تو این هوای گرم پا شدم رفتم بیرون.
از گرمای زیاد یه مانتو پوشیدم زیرشم هیچیییی نپوشیدم.
هیچوقت فکرشم نمیکردم ابروم به یه چس دکمه بند باشه:))

گوهدونی

Hosna2021/7/5 ، 1:55 PM

هرچی میگذره بیشتر میفهمم این گوهدونی جای زندگی نیست.
باید کند و رفت.
فرار کرد.
حالا ب هر نحوی....

غییت با مامان

Hosna2021/7/5 ، 1:10 PM

اداب غیبت کردن فقط مامانم😂💙
میشینم راجع به خانوادش باهاش غیبت میکنم.
و از واژه هایی مثل خایمال و امثالش استفاده میکنم
نه تنها منو نهی نمیکنه بلکه باهام همکاریم میکنه.
درود به شرفت زن.

فوبیا و گرما

Hosna2021/7/2 ، 9:50 PM

فوبیای "نکنه برم بیرون بوی عرق بدم"دارم.
تو این هوا باید 24 ساعت تو حموم باشی.
دیگه حالم از حموم بهم میخوره..
خدایا یکم زیرشو کن.
بنده هاتو ساییدی😩

فست فود

Hosna2021/7/2 ، 12:29 AM

مصرف فست فودم خیلی رفته بالا 
هفته ای شاید 3،4 بار من فست فود میخورم و این خیلی بده-_-
بعد شاکیم که چرا صورتم اینقدر ریده.

عذاب وجدان

Hosna2021/7/2 ، 12:5 AM

بعد از دوسال امشب رفتم حرم 
اولش نمیخواستم،مامان منو به زور برد
حرم هم که نگم....
شلوغ!!!
از حرم که اومدیم بیرون 
سرم پایین بود که یهو یه بچه گربه دیدم
بی حرکت بود کلا
چشماشم بسته بود و اصلا تکون نمیخورد 
به بدنش دقت کردم دیدم نفس میکشه اما وقتی بهش دست میزدم اصلا تکون نمیخورد....
مامانمم هی میگفت دست نزن بهش.
قشنگ میخواستم گریه کنم:))))
بدجوری بغض کرده بودم
مامانم که چشمش به قیافم خورد شروع کرد به حرف زدن تا یکم منو قانع کنه.
میگفت مامان جان تو که مسئول همه گربه ها که نیستی....
هروقت بیرون میریم گربه میبینی ناراحت میشی....
هنوز که هنوزه یه حس عذاب وجدانی دارم 
که کاش اینقدر بی رحمانه ولش نمیکردم...

اندر احوالات امتحانات

Hosna2021/6/30 ، 7:48 PM

امروز اولین امتحانم بود
دوتا امتحان سخت و توی یک روز گذاشته بودن
ریاضی و امار!!
دوتا درسی ک ب شدت متنفرم ازشون😂
امار ساعت 9 بود
ریاضی ساعت 4
حالا شما فکر کنین از اول ترم من نه تو کلاساشون شرکت کردم و نه جزوه داشتم...
شب که خواستم بخوابم گوشیمو ساعت 6 کوک کردم تا حداقل امارو تا ساعت 9 یه نگاه بندازم.
نگم براتون که به جای 6 ساعت 8 و نیم بیدار شدم-_-
و جزوه امار 20 دقیقه مونده به امتحان به دستم رسید:|
حالا عجیبتر اینکه اصلا استرس نداشتم.
با تقلب یه چیزایی نوشتم و احتمالش هست پاس بشم.
امار که تموم شد.
سحر و هانیه با ماشین اومدن دنبالم رفتیم دور دور
این در حالی بود که ساعت 4 من امتحان ریاضی داشتم و اندازه عن هم یاد نداشتم
استاد گفته بود فقط از مبحث انتگرال میاره.
و منی که اصلا نمیدونم انتگرال چه شکلیه پاشدم رفتم دور دور:)))
ولی بازم استرس نداشتم و خیلی خوش گذشت
نهار رفتیم بیرون و تو ماشین مسخره بازی در میاوردیم میرقصیدیم.
ساعتای 2 و نیم سحر منو سریع رسوند خونه
گوشیمو دوباره ساعت 4 کوک کردم گرفتم خوابیدم
بیدار شدم انتگرالم با هزارتا تقلب دادم.
اما حس میکنم میفتم ریاضیو...
چون واقعا ریدم.
خودم میفهمم😂😂
اما خوش گذشت بازم
روحیم کلا کنار سحر و هانیه عوض شد
اگه این وسط این دوتا درسم پاس بشم دیگه نور علی نور میشه.

نیازمندیها

Hosna2021/6/30 ، 12:21 AM

در حال حاضر دلم ماساژ،
فساد و خاک برسری،
تتو،
پیرسینگ،
مسافرت،
یللی و تللی،
پول،
ارامش،
و زندگی یه جای خیلی دور از خاورمیانه رو میخاد:)))

عنوان نداره:|

Hosna2021/6/28 ، 8:27 PM

امروز با پر خوابی مبارزه کردم و ساعت 9 بیدار شدم.
چند روز باید به خودم سختی بدم تا بدنم عادت کنه زود بیدار بشه.
ظهرم مهمون اومد خونمون ساعت 7 رفتن.
بی خوابی و سروصدا دست به دست هم دادن تا سرمو مورد گایش قرار بدن.

صبرررر

Hosna2021/6/27 ، 9:16 PM

هرچی میگذره بیشتر دلیل دعواها و رفتارای بابام با خانواده مامانمو درک میکنم.
چه صبری داشتی مرد.

مود.

Hosna2021/6/26 ، 3:22 PM

مودتر ازش هیچ جا ندیدم.

مستر پتیر هستن.

تصمیم.

Hosna2021/6/26 ، 1:43 PM

بعد امتحانا اولین کاری ک میکنم اینه که خط جدید بگیرم و خط فعلیمو بشکونم.
شمارشم به هیچکس نمیدم.

اونموقع از دست ادمای اطرافم راحت میشم.
شبکه های مجازی و محدود میکنم و یا شاید اصلا وارد سوشال مدیا نشم
اینجوری شاید یکم ب زندگی واقعیم رسیدم
شایدم بدتر از الان،تو غار تنهاییم پوسیدم
نمیدونم..

بیخیالی

Hosna2021/6/26 ، 1:9 PM

بیخیال نسبت ب روابط دوستانم
نسبت به درسام
نسبت به ظاهرم
نسبت به سلامتیم
و.....
فقط دارم ادامه میدم،همینجوری الکی و بیخودی