با خودم گفتم خب حالا که هوا گرمه برم تیشرتشو از داخل اون جعبه ای که داخلش پره از وسایلی که منو یادش میندازه در بیارم، بشورمش و بپوشمش.
می خواستم به خودم ثابت کنم که دیگه هیچ احساس تعلق خاطری نسبت به وسایلاش و خودش ندارم
اما به محض اینکه تیشرتشو در آوردم و بوش به دماغم خورد حالم دگرگون شد
بوش کردم و داشتم فکر میکردم که چطوری میتونم تنها چیزی که بوی اونو میده رو بشورم؟
فلذا تیشرت و دوباره گذاشتم داخل جعبه و بهم ثابت شد که هنوزم نمیتونم نسبت به یه سری چیزها بی تفاوت باشم🚶🏻♀