با اینکه زیاد اوضاع روحی خودش خوب نیست بهم گفت که میخواد منتورم بشه و از این به بعد هرچی گفت و باید انجام بدم
چند وقت پیش تو وبلاگم از این گله میکردم که کاش یکی بود تا منو تو مسیر اهدافم بندازه و خب بالاخره پیدا شد.
داره تمام تلاششو میکنه تا منو متقاعد کنه که باید زبان بخونم و مهاجرت کنم
البته اینا تو برنامه ی خودمم از قبل بودن ولی بخاطر شرایطم نمیتونستم بهش جدی نگاه کنم
ازش خواستم ۲۳ ام به بعد که یکم از لحاظ ذهنی آروم تر شدم تصمیم نهایی و با هم بگیریم
بخاطر حرفایی که دو شب پیش بهم زد ازم معذرت خواهی کرد
از این بابت که دیشب تکلیفم با خودم و احساساتم روشن شد و دیگه معلق نیستم خوشحالم💆