چند وقت پیش ساره به واتساپ مامان پیام داده بود و حالمو پرسیده بود
امروز دوباره از واتساپ مامان بهش پیام دادم و باهم حرف زدیم یکم
ازش پرسیدم اونجا دوستی هم پیدا کرده و در جواب حرفم گفت آره ولی خب هیچ کدومشون جای تو رو نمیگیره:)))
چند تا از نامه های سمشو و اون خاطره ای که تو دفتر خاطراتم نوشته بود و براش فرستادم و کلی خندیدیم
چقدر دلم تنگ شده برات دختر.
با آدمای زیادی آشنا شدم و تو تایمای مختلف با آدم های متفاوتی فاب میشدم
ولی خب بازم هیچی جای دوستای قدیمی و بچگیمو نمیگیره...
هر چی هم بشه و هر چقدر هم دور باشم ازشون بازم یه گوشه از قلبم بهشون تعلق داره.