امروز از صبح زود با کتی زدیم بیرون و صبحونمو تو آرامگاه خوردیم
کتی اسپری با خودش آورده بود و دیوارهای اونجا رو ب گای سگ دادیم🗿
یکم نشستیم و کتی گفت بریم فلان موزه...
هم ببینیمش و هم همونجا نهار بخوریم
موزه اش به آرامگاه نزدیک بود و راهی همونجا شدیم.
وقتی رسیدیم چون جمعه بود بسته بود.
منم چون روز دوم پریودیم بود و چون پیاده روی زیاد کرده بودم خسته شده بودم و فقط دلم میخواست یه جا بشینم
یهو همونجا یه مکانی دیدم و همونجا نشستم
از مکانش خوشم اومد:)
تاحالا از این مکان زیاد رد شده بودم اما بهش دقت کرده نبودم و خب من عاشق اینجور فضاهام...
یکم اونجا موندیم و برگشتیم.
تو راه یه گربه دیده بودم که به یه مغازه کفش فروشی به طرز کیوتی خیره شده بود*.*
بعد اومد سمتممم++++
و خودشو هی لوس میکرد برام
دستای کیوتشو ببین فقط:)))
براش غذا گرفتیم و خوردش و هی خودشو لوس میکرد
ازش دل کندیم و رفتیم ی جای دیگه نهار خوردیم
اندازه چند ساعت باهم حرف زدیم و با هم برگشتیم خونشون
تو خونشون خوابیدیم و مامان اومد دنبالم و برگشتیم خونه
امشب چون مامان ناراحت بود باهم تو پارک قدم زدیم یکم و خب هوا هم زیادی خوب بود.
روز خوبی بود اگه درد پریودی و فاکتور بگیرم ازش.