دیشب خیلی خوابم میومد
مامان که برا سحر بیدارم کرد گفتم من فردا مطمئنم پریود میشم و گرفتم خوابیدم و تا الان پریود نشدم🗿
صبح که بیدار شدم و نت گوشیو روشن کردم همگروهیم بهم پیام داده بود و گفته بود امروز ارائه داریم و من اینجوری بودم که ودف چرا زودتر نگفتی-_-
رفتم بشینم یکم بخونم دیدم هیچی نمیفهمم
و از اونجایی که تو کلاسهاش خواب بودم کلا ریدم.
نشستم یکم با آرمان صحبت کردم و گفت بیا من بهت توضیح میدم و از اونجایی که ما دوستایی هستیم که خیلی بهم لطف و محبت داریم در جواب یه شوخیم این حرف و زد💀
پسره احمق خل و چل🤦😂
وای ی عالمه چیز بود که باید اینجا مینوشتم ولی ننوشتم
تا شب سعی میکنم بنویسمشون برا خودم.