گربهٔ آبی ونگوگ 💙🌻

اینجا یک گربه آبی حرف میزند...

دیالوگ

Hosna2022/4/12 ، 10:27 PM

هاچ مَنسِل: روز پر ماجرایی بود. 

بِکا منسل: باهات موافقم. 

هاچ منسل: درست مثل ایام قدیم،ها؟ 

بکا منسل: اوهوم. 

هاچ منسل: دلم برات تنگ شده. 

بکا منسل: من همینجام،هاچ؛ همین جا هم میمونم.

هاچ منسل: می‌دونم. امشب... داشتم فکر میکردم. 

بکا منسل: به چی؟ 

هاچ منسل: به...به اینکه مدت زیادی از آخرین باری که همدیگه رو بغل کردیم،میگذره؛ نمی‌دونم چند وقته که همدیگه رو نبوسیدیم.
ماه هاست که با هم سکس نداشتیم. 
سالهاست که عشق بازی نکردیم. 
به نظر میاد خیلی از من دور شدی. 
می‌دونم... بی انصافیه که اینطوری بهت بگم، ولی....من....من دلم برات تنگ شده. 
یادته قبلا کی بودیم؟ من که خوب یادمه.