چی منو خیلی ب مرزجنون میکشونه؟؟
قولی که به من دادی و من روش حساب باز کردم و عملی نکنی و همون قول و برا یکی دیگه انجام بدی.
آخرین باری که همچین اتفاقی افتاد پارسال بود و من اونجا حس میکنم به آخرین درجه از عصبانیتم رسیدم...
هرچند الان که بهش فکر میکنم میبینم خیلی مسخره بود که من بخاطر اون قول احمقانه ب خودم اینقدر آسیب زدم
ولی خب چیزی که اهمیت داره اینه که اون زمان عملی کردن اون قول خیلی برام مهم بود.
امشب هم همچین چیزیو تجربه کردم
اما ب جای عصبی شدن خندم گرفته بود و بهم ثابت شد آدم ها خیلی تخمی تر و بی ثبات تر از چیزین که فکرشو میکردم.