امروز خوشحال و شاد و خندان از اینکه هیچ دردی ندارم و پریودیم بدون قرص داره میگذره رفتم حموم
و از حموم ک اومدم بیرون کم کم درد ها شروع شدن
مامان اینا همه رفتن مهمونی و فقط کتی خونمون مونده بود
داشتم در برابر قرص خوردن مقاومت کردم که در اخر نتونستم و حمله ور ب سمت ژلوفن شدم
از شدت حالت تهوع داشتم ب فاک میرفتم
دائم میرفتم زنجبیل و بو میکردم تا بالا بیارم اما بی فایده بود
دورتا دور خونه در حالیکه دستم جای خشتکم بود راه میرفتم و فحش میدادم
کتی داشت با دوستش حرف میزد و من با هر بار حرف زدنشون داد میزدم و ب جفتشون فحش میدادم🗿
از اخر گوشیو قطع کرد اومد ی حوله داغ و گذاشت زیر شکمم
و نفهمیدم کم کم چجوری خوابم برد
بیدار شدم جواد اومده بود خونه و چراغ ها رو روشن نکرده بود
کتی هم رفته بود
و دوباره ب خوابیدن ادامه دادم تا ۸ شب
حالم خوب شد خداروشکر:)