اون حس قابل اعتماد بودنی که آدم ها در من میبینن و خیلی دوست دارم حتی اگه باهاشون زیاد حرف نزنم و زیاد نشناسمن...
برام قشنگ بود از اینکه توی چند تا برخورد بهم گفت که خیلی قابل اعتمادم و در نهایت بهم گفت از اینکه توی این گوهدونی منو پیدا کرده خیلی خوشحاله.
دیشب خیلی حرف زدیم باهم و در نهایت با دادن لقب پیچا که گویا به گیلکی میشه پیشی شب بخیر گفتیم و خوابیدیم.