گربهٔ آبی ونگوگ 💙🌻

اینجا یک گربه آبی حرف میزند...

روحیه

Hosna2022/10/31 ، 9:17 PM

از خوب بودن امشب همینو بگم که از شدت خنده هم دل درد گرفتم هم رو خودم شاشیدم.

با لعیا و نگین و فائزه رفتیم بیرون تا با نیما(دوست نگین) و دوستای نیما حکم بازی کنیم.

میتونم بگم اولین جمعی بود که باهاش خیلی حال کردم

زیادی خاکی بودن

شرطی بازی کردیم و بازنده قرار بود همه رو پیتزا مهمون کنه

اخر که نیما و نگین موندن نیما با هزارتا جر زنی برنده شد.

بعد از حکم رفتیم تاب خوردیم و پسرا با اون هیکلاشون سوار تاب شده بودن

اینقدر خندیدم که وسط ها حس میکردم الانه که از شدت خنده بمیرم

نیما از رشت بود و قشنگ منو یاد شایان مینداخت

هم فیسش هم رفتارش.

دانیال از شیراز بود و حسن از فردوس.

فردا هم قراره دوباره باهاشون بریم بیرون

روحیم ب طرز وحشتناکی باهاشون عوض شد💆